نکات خواندنی از امیر جعفری بازیگر سریال ممنوعه - پایگاه خبری تیتر یک آنلاین

پایگاه خبری تیتر یک آنلاین titre1online.ir
هشتگ های داغ : بازار ارز دولت مجلس
دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ - Monday 10th December 2018
شما اینجا هستید :
خانه » چهره ها » نکات خواندنی از امیر جعفری بازیگر سریال ممنوعه
شناسه نویسنده : 3 شناسه خبر : 172454 تاریخ انتشار : ۹۷/۰۹/۱۴ - ۹:۲۰
نکات خواندنی از امیر جعفری بازیگر سریال ممنوعه

 امیر جعفری در شهریور ۱۳۵۳ در تهران به دنیا آمد. وی دارای لیسانس مدیریت از دانشگاه آزاد اسلامی فیروزکوه است. جعفری، بازیگری را در یک دوره دو ساله زیر نظر حمید سمندریان آموخت. او تا به حال پنج بار از جشنواره تئاتر فجر، برنده جایزه شده‌ است. وی بازی در سینما را در سال ۱۳۸۰ و با بازی در فیلم «نان، عشق و موتور ۱۰۰۰» آغاز کرد و با بازی در قارچ سمی ادامه داد. در مجموعه بدون شرح (مهدی مظلومی، ۱۳۸۰) اولین حضور او در تلویزیون بود. زوج وی و فتحعلی اویسی در دو مجموعه بدون شرح و کمربندها را ببندیم (مهدی مظلومی، ۱۳۸۳) با استقبال فراوان مخاطبین مواجه شد. علیرضا جعفری برادرزادهٔ اوست.

همه چیز از امیر جعفری

تا سال چهارم دبيرستان هيچ علاقه‌ای به بازيگری نداشتم، درست برعكس خيلی‌ها كه وقتی می‌خواهند ازعلاقه‌شان به بازيگری صحبت كنند می‌گويند، از ۶ سالگی در مهد كودك و در مدرسه تئاتر كار می‌كرده‌اند. من فقط به خاطر اين ‌كه از سر كلاس رفتن فرار كنمْ برای بازی در تئاتری اعلام آمادگی كردم، كه تئاتر آماده نمايش شد. خدابيامرز اكبر رادی، دبير ادبيات سال چهارم دبيرستان و فرهاد پورگرجانی وقتی اجرای من را ديدند، خيلی خوش‌شان ‌آمد و مرا تشويق كردند كه بازيگری را ادامه بدهم. من آن موقع حتی يك تئاتر هم نديده بودم، اصلا نمی‌دانستم تئاتر شهر كجاست. بعد از آن رفتم كلاس‌های كانون تجربی كه استاد سمندريان در آنجا تدریس می کردند.

يادم می‌آيد خيلی‌ها به من می‌گفتند تو بی‌استعدادی، اما من به حرف هيچ‌كدام از آنان گوش ندادم و با تعصب وحشتناكی به راهم ادامه دادم. شايد آن‌موقع ما ۲۰۰ نفر بوديم كه تمرين تئاتر می‌كرديم، ولی فقط ۴ تا ۵ نفرمان تا آخر ادامه داديم و هم اکنون هم در اين وادی كار می‌كنيم؛ از اين ۵ نفر می‌توانم به فريبرز عرب‌نيا، محمد يعقوبی، رحيم نوروزی و خانم خودم ريما رامين‌فر اشاره كنم.

 

شايد يكي از بزرگ‌ترين اشتباهات زندگی من، تحصيل در رشته مدیریت بود! آن‌موقع هيچ‌كس من را راهنمايی نكرد كه در رشته بازيگری درس بخوانم. فكر می‌كردم بازيگری يك سرگرمی است و در كنارش بهتر است رشته دانشگاهی ديگری داشته باشم. چند وقت پيش رئيس دانشگاهم را در جايی دیدم، او به من گفت: «آقای جعفری، مدرك شما در دانشگاه مانده است!» به او جواب دادم: «اگر پيش شما بماند، جايش امن‌تر است.» چون واقعا مدركم به دردم نمي‌خورد. من اگر می‌رفتم و در رشته‌ هنر و بازيگری درس می‌خواندم، شايد باز هم مدرکش به دردم نمی‌خورد، اما حداقل ۵۰-۴۰ تا كتاب بيشتر می‌خواندم.

 

اين روزها ريما، همسرم، می‌گويد: امير، خيلی غر می‌زنی، و من هم در جواب می‌گويم، آخر خيلی غر برای زدن دارم. يادم است ۵ سال پيش وقتی آیين، پسرم، متولد شد، مجبور شدم بازی در سريال «بايرام» را قبول كنم كه كار خيلی بدی بود و هميشه و همه جا گفته‌ام كه آن كار را فقط برای پول قبول كردم. اين خيلی بد و دردآور است كه يك نفر با علم به اشتباه بودن يك كار، آن را انجام بدهد.

 

وقتی اولين قدم‌های بازيگری را برمی‌داشتم، تنها فكرم مشهور شدن بود. اگر به يك بازيگر بگويی كه ديگر اجازه بازی كردن نداری، همان لحظه كه اين جمله را می‌شنود، نابود می‌شود، نه به خاطر اين‌كه بخواهد به آن معنويت بازيگری كه صحبتش را كردم فكر كند، بلكه به خاطر اين‌كه با بازی نكردن فراموش می‌شود. اما هم اکنون ديگر دغدغه ذهن من مشهور شدن نيست، دغدغه الانم به كمال رسيدن است. من حتی اگر اسكار هم بگيرم، قانع نمی‌شوم و برای رسيدن به آنچه می‌خواهم، مي‌جنگم. آقای نصيريان يك جمله مشهور دارد و آن اين‌كه: «يعنی چه به يك بازيگر دكترا می‌دهند؟! بازيگری سقف ندارد.»

 

ستاره بازيگری در ايران به كسی مي‌گويند كه چشم‌هايش آبی باشد، موهايش بور باشد و اگر هم بازيگر نبود، اهميتی ندارد. تعريف من هم از ستاره كسی است كه مردم برای ديدن او در صف سينماها بايستند و فكر مي‌كنم در ايران تنها ستاره سينما محمدرضا گلزار است. مردم واقعا برای او در صف سينما می‌ايستند. اعتقاد دارم يك روزی هم در بازيگری نوبت ما هم می‌شود و زنبيلم را گذاشته‌ام تا نوبتم شود.

ريما هميشه در زندگی به من كمك كرده است. يادم می‌آيد يك زمانی آن قدر بی‌پول بوديم كه با عشق، يك تئاتر را كار می‌كردم تا جايزه سكه بگيرم و بفروشيم و با پولش لباس بخريم يا به سفر برويم. همین حالا هم مشاور و بازیگردان اصلی من ريماست. هر فيلمنامه‌ای كه به دستم می‌رسد، اول می‌دهم كه او بخواند، اگر موافقت كرد، بعد من بازی می‌كنم. نقش‌های يكديگر را تحليل و گاهی حتی به خاطر بازی‌های‌مان بحث‌های جدی می‌كنيم و الكی از هم تعريف نمي كنيم. اما تا به‌حال در مورد اين‌كه بازی كدام‌مان بهتر است، بحث نكرده‌ايم. زمانی‌كه با او آشنا شدم، خيلی جوان بودم و فاكتورهای خاصی برای عاشق شدن نداشتم، اما مطمئن هستم اگر با شخص ديگری ازدواج می‌كردم، كل زندگي ام تغيير می‌كرد.

 

بعضی وقت‌ها فكر می‌كنم سيمرغ‌های اصلی من در منزل می باشند. بزرگ‌ترين جايزه‌هايی كه خدا به من داده، همسرم و پسرم‌اند كه در منزل‌ منتظرم می باشند. تنها چيزهای كه من را از غر زدن‌ جدا می‌كند، همين ۲ نفرند كه به من آرامش می دهند.

 

خدا رحمت كند احمد آقالو را، ايشان يكی از بهترين استادهای من بودند و خيلی چيزها از او ياد گرفتم. يكي از بزرگ‌ترين افتخارات من هميشه اين بوده و هست كه در سال ۷۵ اولين جايزه بازيگري ام، يعنی كسب مقام سوم بازيگری را به صورت مشترك با او گرفتم. گرفتن اين جايزه برای من خيلی لذت‌بخش بود. احمد آقالو هميشه به من و ديگر شاگردانش می‌گفت: يك بازيگر بايد به جايی برسد كه چيزی به كائنات اضافه كند.

 

در بطن جامعه هستم، خودم را در كتابخانه يا اتاق منزلم يا در جمع هنری‌ها محصور نكرده‌ام. بيشترين جاهايی كه تردد می‌كنم، اتفاقا جاهايی هستند كه يك نفر آدم به اصطلاح هنری وجود ندارد، چون من بايد برای اين آدم‌ها كار كنم و اين آدم‌ها بايد با من هم ذات‌پنداری کنند.

 

خوشبختانه بچه‌های تئاتر در حال حاضر خيلی مفید دارند پيشرفت می‌كنند و تقريبا در بيشتر فيلم‌ها از آن‌ها بهره گیری می‌شود و آن‌ها هم به بهترين شكل بازی می‌كنند. با اين روند دوران چشم‌رنگی‌ها به زودی تمام می‌شود و بايد آن‌ها بروند لنز مشكی بگذارند. در چند سال قبل بسياری از بازيگران تئاتر مانند هنگامه قاضيانی، حبيب رضايی، مهتاب نصيرپور، محسن تنابنده، پانته‌آبهرام سيمرغ گرفته‌اند. حالا كارگردان‌ها و بسياری از سينمايی‌ها فهميده‌اند كه سينما نياز به بازيگر واقعی دارد و ديگر مانكن‌ها جوابگوی فيلم‌ها نيستند. اين چيزهايی كه مي‌گويم در مورد همه نيست، خيلی‌ها هستند كه در كنار زيبايی، بازيگرهای خوبی می باشند، مثلا بهرام رادان برای من قابل احترام است. نمی‌خواهم اين حرف‌ها سوء‌تفاهم شود، منظور من كسانی است كه وارد اين حرفه می‌شوند و نقش می‌خرند.

۱۴ آذر ۹۷ 50 بازدید دسته بندی :

 
ارسال دیدگاه ها بدون دیدگاه
تبلیغات

تبلیغات

دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ - Monday 10th December 2018