گفتگو با مونا کرمی و جوانه دلشاد بازیگران سریال حوالی پاییز     - پایگاه خبری تیتر یک آنلاین

پایگاه خبری تیتر یک آنلاین titre1online.ir
هشتگ های داغ : بازار ارز دولت مجلس
دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ - Monday 10th December 2018
شما اینجا هستید :
خانه » گفتگوهای تیتر یک » گفتگو با مونا کرمی و جوانه دلشاد بازیگران سریال حوالی پاییز    
شناسه نویسنده : 3 شناسه خبر : 172440 تاریخ انتشار : ۹۷/۰۹/۱۴ - ۹:۱۰
مهمترین اصل برای بازیگر این است که تئاتر زیاد کار کند گفتگو با مونا کرمی و جوانه دلشاد بازیگران سریال حوالی پاییز    

سریال حوالی پاییز ؛ مجموعه ای که برخلاف بسیاری دیگر از تولیدات رسانه ملی با استقبال خوبی مواجه شد و مخاطب قابل قبولی را جذب کرد. به همین دلیل گفتگویی مفصل داشته ایم با دو هنرپیشه این سریال، جوانه دلشاد و مونا کرمی. جوانه دلشاد متولد بیست شهریور هزار و سیصد و شصت و نه در شهر رشت است. از جمله فعالیت های هنری او می توان به سریال های در حاشیه، شوخی کردم، ویلای من، فیلم سینمایی بهمن و تله فیلم سرزمین اشار کرد. مونا کرمی، متولد بیست آذر هزار و سیصد و شصت و نه، در مینودشت گلستان می باشد. لیسانس منابع طبیعی است. از کودکی در انجمن هنرهای نمایشی شهرستان مینودشت فعالیت داشته و از جمله فعالیت های هنری او تئاتر های آندورا، پایان بازی، خاطرات هنرپیشه نقش دوم، سریال بیمار استاندارد و فیلم کوتاه خرده جنایت را می توان نام برد. با هم می خوانیم.

گفتگو: عباسعلی اسکتی، اختصاصی تیتر یک آنلاین

عکس: آزاده امیرخان

 

مونا کرمی: می خواهم به بالاترین درجه بازیگری برسم

جوانه دلشاد: برای دیده شدن، شانس بی تاثیر نیست

 

 

*از سریال حوالی پاییز شروع کنیم ، این سریال چه حرفی برای مخاطب داشت؟

مونا کرمی: من فکر می کنم مهمترین حرف این سریال برای مردم این است که یک مقدار ما به سنت ها و رسومی که فراموش شده، توجه کنیم و برویم در دل جامعه و ببینیم که ما فقط مردمی نداریم که در سطح خیلی بالا و زندگی های لوکس زندگی می کنند. فکر می کنم یکی از مهمترین اهداف این سریال نشان دادن این فضای صمیمی خانواده های سنتی و توجه آنان به آداب و رسوم است. در عین اینکه خیلی هم عقایدشان به روز است، آدم های سختگیری در خیلی از مسائل نیستند.

 

*نقش شما چه ویژگی هایی دارد و چرا بازی در این نقش را قبول کردید؟

مونا کرمی: من شیوا را یک دختر شیطان و کنجکاو خانواده می بینم، در عین حال اینها مشخصات بیرون یک کاراکتر است، یعنی ما یک دختر فضول، شیطان و کنجکاو می بینیم و یک جاهایی از دست این شخصیت حرص می خوریم، اما جاهایی هم می بینیم که این شخصیت یک دختر است؛ دختری است که دلش برای مادرش می تپد، برای برادرانش می تپد، خیلی پایبند به اصول اولیه است، چیزی که این روزها یک مقدار به فراموشی سپرده شده است. اینکه من چگونه این نقش را قبول کردم، واقعیت این است که آقای نمازی این نقش را به من پیشنهاد دادند. ایشان چندین تئاتر از من دیده بودند و بعد از یکی از اجراهای من به من پیشنهاد این نقش را دادند. اینقدر نقش جذاب بود و کار کردن با آقای نمازی لذت بخش که من فکر می کنم اگر قبول نمی کردم، اشتباه بود.

جوانه دلشاد: نقش عاطفه نقش دختری مظلوم و خجالتی است که نمونه بارز آن خیلی در جامعه وجود دارد؛ آدم هایی که همیشه ساکت هستند و اجازه می دهند حقشان خورده شود. به نظر من سخت ترین نقش در این سریال نقش عاطفه بود، چون عاطفه نقش درون گرایی است و بقیه نقش ها برون گرا هستند و نقش های دیگر را می شد راحت تر کار کرد تا این نقش، چون عاطفه هیچ وقت صحبت نمی کند و همیشه تحمل می کند. اینکه چرا این نقش را قبول کردم، آقای نمازی از من تئاتر دیده بودند و من قبلا برای ایشان فیلم سینمایی آپاندیس و همچنین فیلم کوتاه عروس را بازی کرده بودم، این شد که برای این نقش من را در نظر گرفتند که ان شاء ا… توانسته باشم از عهده اش خیلی خوب برآمده باشم.

 

 

*بازیگرها چقدر در شکل دادن به نقش، جدا از خواسته کارگردان نقش دارند؟

جوانه دلشاد: نقش عاطفه را من خودم اینطوری دیدم و آن را درآوردم، چون عاطفه به نظر من کاراکتر خاصی دارد، می توانست یک آدم عادی یا پررو باشد، به دلیل درخواست هایی که از خواهر مهران دارد و درخواست های یک آدم پررو است که به داداشت بگو بیاید خواستگاری و … ولی این کاراکتر شده یک دختر مظلوم و خجالتی که مردم با آن ارتباط خوبی برقرار کرده اند، حتی من خیلی کامنت داشته ام که دوست داشته اند مهران و ساره از هم جدا شوند و مهران با عاطفه ازدواج کند، با اینکه همه در زندگی عادی دوست دارند دو عاشق به هم برسند. عاطفه می توانست نقش خاصی نداشته باشد و حتی تنفرانگیز هم بشود، اما چون به این شکل در آمده، مردم آن را دوست دارند و با آن ارتباط برقرار می کنند.

 

*استقبال مخاطبان چگونه بود؟

جوانه دلشاد: تا الان فکر می کنم هفتاد، هشتاد درصد از مردم سریال را خیلی دوست داشتند، چون وقتی برای اجرای تئاتر من می آیند  و آنجا از نزدیک صحبت می کنیم، کامنت های خیلی خوبی دریافت می کنم. برای همین فکر می کنم در نظر مردم سریال خیلی خوبی است.

 

مونا کرمی: به طرز شگفت انگیزی عالیبود. خدا را شکر می کنم که تا الان مردم این سریال را اینقدر دوست داشته اند، بدون هیچ گاردی، بدون اینکه بخواهند حرفی بزنند که البته نقدها همیشه هست، و اگر باشد، سازنده است و انتقاد باید باشد، ولی مردم خدا را شکر سریال را خیلی دوست داشته اند و با این فضای خانواده خیلی ارتباط برقرار کرده اند و خدا را شکر کار دیده شده است.

 

 

*شما دوستانی صمیمی هستید، خاطره مشترک از سریال حوالی پاییز دارید؟

جوانه دلشاد: ما در سریال با هم دوست شدیم و خیلی صمیمی هستیم. خاطرات مشترک خیلی زیاد داریم، ولی یکی از آنها این است که یک قسمت از سریال یک سکانس خیلی سخت بود و ما دو تا باید با هم بحث می کردیم و طبق معمول عاطفه باید ساکت می ماند و مونا پشت سر هم حرف می زد و دعوا می کردند. خیلی سکانس سختی بود و ما باید هر دو گریه می کردیم. از قبل کلی با هم تمرین کردیم، آهنگ های غمگین گوش دادیم که بتوانیم از ایفای نقش در آن سکانس بربیاییم. مونا برای من خیلی پارتنر خوبی بود. خدا را شکر خیلی توانستیم با هم دوست شویم و کنار هم بازی های خوبی داشته باشیم.

مونا کرمی: من و جوانه تجربه کار تئاتر را با هم داریم و جوانه یکی از بهترین دوستان من است. من از کار کردن کنار جوانه بسیار لذت می برم. در سریال حوالی پاییز من هر روز آفیش بودم و منتظر روزهایی بودم که جوانه هم باشد. روزهایی که جوانه بود آن روز، روز من بود، با هم خیلی شیطنت می کردیم، مثل بچه ها دنبال هم می دویدیم و کودکی می کردیم. برای من کار کردن با جوانه پر از روزهای خوش و پرانرژی بود.

 

*شما این روزها تئاتری هم در حال اجرا دارید تئاتر یا تلویزیون؟ اولویت کدام است؟

جوانه دلشاد: این شب ها من تئاتر بولدوزر را در سالن دیوار چهارم، ساعت نه شب در حال اجرا دارم. نمی توانم اولویت بگویم، چون مطمئنا یک دوره از زندگی خیلی تئاتر کار کردم، ولی صددرصد کنار آن دوست دارم در سینما و تلویزیون هم فعالیت داشته باشم. اینکه بتوانم یکی را انتخاب کنم، نمی شود. واقعا هر دو مکمل یکدیگر هستند و هر دو را کنار هم دوست دارم، چون تئاتر به من کمک می کند بتوانم در سینما فعالیت کنم و من را به یک پختگی می رساند که کار در سینما راحت تر پیش برود.

 

*نقش آدم پرهیجان داستان چقدر برای شما متفاوت و شیرین بود؟

مونا کرمی: بازی کردن نقش آدم پرهیجان و اکتیو برای من خیلی پر هیجان بود. من در زندگی عادی خودم هم آدم پرانرژی ای هستم، اما پر انرژی نه به معنای فضولی و کنجکاوی و دخالت در کارهایی که به من مربوط نمی شود. این کاراکتر برای من خیلی شیرین است، چون ما دختری را می بینیم که بسیار کنجکاو است و شیطنت های خاص خودش را دارد، اما این دختر، دختر بی ادب و گستاخی نیست، به بزرگتر از خودش بی احترامی نمی کند و حرف گوش می دهد، کنجکاوی اش هم به دلیل این است که دلش برای تک تک اعضای خانواده اش می تپد و این به دلیل شرایط سنی اش است. برای من بازی کردن این نقش بسیار جذاب بود.

 

*هر دو بازیگران جوانی هستید و موفق، چقدر به ادامه این راه خوشبین هستید؟

مونا کرمی: من این عقیده را دارم و فکر می کنم جوانه هم به همین صورت باشد، مادامی که آدم هایی که دارند در این عرصه فعالیت می کنند دارند درست و قدم به قدم بالا می روند، تئاتر کار می کنند، مطالعه می کنند، کارگاه آموزشی شرکت می کنند و … تا زمانی که بچه ها درست کار کنند، باید امیدوار باشند که در هدفشان به بهترین جای ممکن می رسند. من و جوانه هم فکر می کنم با حرف هایی که با همدیگر زده ایم، همواره آرزوی این را داریم که در کارمان به بالاترین درجه برسیم.

 

جوانه دلشاد: من تا الان خیلی تلاش کرده ام، هم در عرصه تئاتر و هم سینما و تلویزیون. صددرصد از این به بعد هم باید برای ادامه دادن تلاش کنم، حالا یک مقدار تلاش و کار من سخت تر هم می شود. مطمئنا تلاش همیشه نتیجه اش موفق بودن است.

*شانس چقدر در دیده شدن و چهره شدن نقش دارد؟

جوانه دلشاد: نمی شود گفت شانس اصلا نقشی ندارد، صددرصد نقش مهمی دارد، ولی بیشتر از آن تلاش و پشتکار داشتن است. خیلی وقت ها کسی تست می دهد و اینقدر در آن نقش و تست خوب است که هیچ پشتوانه و پشتکاری هم نداشته، اما برای آن نقش انتخاب می شود، ولی همان را هم من اعتقاد دارم که خیلی توانسته در آن لحظه از عهده اش بربیاید که انتخاب شود، برای همین می گویم برای چهره شدن و دیده شدن تلاش و پشتکار بیشتر نقش دارد تا شانس، البته استعداد هم خیلی نقش دارد، چون خیلی ها شانس را داشته اند، ولی به خاطر اینکه استعداد نداشته اند، نتوانسته اند خیلی خوب و درست از آن استفاده کنند، پس استعداد هم خیلی نقش مهمی دارد.

 

مونا کرمی: من فکر می کنم شانس یک بخش خیلی کوچکی است. ما همیشه این را شنیده ایم که شما اگر می خواهید بازیگر خوبی شوید، اولا باید خوش شانس باشید و بعد هم چهره خوبی داشته باشید، نه! اینها مسائلی است که در درجه های آخر قرار می گیرد، مگر اینکه کارهایی که از درجه خیلی بالایی برخوردار نباشند، شانس اینطور مواقع می تواند دخیل باشد که شما در یک کار خوب بازی کنید و آن کار دیده شود، این می شود خوش شانسی، ولی باز هم به معنای این نیست که شما آدم خوش شانسی بوده اید، شما به واسطه هنرتان برای آن کار انتخاب شده اید.

 

*برای علاقه مندان هنر بازیگری چه پیشنهادی دارید؟

مونا کرمی: این را این روزها خیلی از من می پرسند. اول از همه بدانید که بازیگری بسیار کار سختی است، بسیار کار سختی است. اصلا به این فکر نکنید که می روید جلوی دوربین و چهار تا دیالوگ می گویید. شما باید تک تک آن دیالوگ ها را به شکلی بگویید که برای تک تک آنهایی که دارند کار را می بینند، باورپذیر باشد و با شما احساس همذات پنداری کنند، یعنی شما کاراکتری را خلق کنید که مردم آن را درک کنند، با ناراحتی اش ناراحت بشوند و با لبخندش لبخند بزنند، وگرنه آدم ها می توانند چهار تا دیالوگ بگویند و تمام بشود. به نظر من اگر کسی واقعا استعدادش را دارد و دوست دارد این کار را تجربه کند، حتما باید کتاب بخواند، فیلم زیاد ببیند، مطالعاتش را بالا ببرد و در ضمن در کارگاه های آموزشی که مناسب است شرکت کند و مهمترین اصل فکر می کنم برای بازیگر این است که تئاتر زیاد کار کند.

 

جوانه دلشاد: برای دوستان علاقه مند به بازیگری باید بگویم که حتما در دوره های بازیگری شرکت کنند. اگر یک درصد نتوانستند در دانشگاه درس بخوانند و ادامه بدهند، حتما در دوره های بازیگری شرکت کنند که هم استعدادشان شناخته شود و هم اساتیدشان آنان را ببینند که اگر واقعا استعدادش را دارند، از آنها استفاده کنند.

*آرمانشهر شما در دنیای هنر چیست؟

مونا کرمی: مهمترین هدف و آرمان من موفقیت بیشتر از قبل است، یعنی اینکه موفقیت من هر روز بیشتر از قبل شود و اینکه کلا کشف کردن در بازیگری را خیلی دوست دارم. دوست دارم نقشی نباشد که بازی نکرده باشم. موفقیت و قرار گرفتن در بالاترین درجه از حرفه خودم، نه به معنای شهرت و پول، به معنای کار، آدم درستی باشم، مثل خیلی از بازیگرهایی که الان هستند، مثل خانم تیموریان در همین سریال که می بینیم واقعا این آدم چقدر عاشق کار است و چقدر درست در این حرفه قرار گرفته است.

 

جوانه دلشاد : آرمانشهر من شهری است که در آن همه بتوانند بدون باندبازی و توقعات بیجا هنر و استعدادشان را ارائه بدهند.

 

 

۱۴ آذر ۹۷ 41 بازدید دسته بندی :

 
ارسال دیدگاه ها بدون دیدگاه
تبلیغات

تبلیغات

دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ - Monday 10th December 2018