پایگاه خبری تیتر یک آنلاین titre1online.ir
جمعه ۲ فروردین ۱۳۹۸ - Friday 22nd March 2019

شما اینجا هستید :
خانه » دفاع مقدس » ماجرای اسارت ۴۰۰ عراقی توسط ۵ اسیر ایرانی
شناسه نویسنده : 45 شناسه خبر : 213142 تاریخ انتشار : ۹۷/۱۲/۲۰ - ۱۱:۱۵

ماجرای اسارت ۴۰۰ عراقی توسط ۵ اسیر ایرانی

افسران عراقی به سمت خلبان‌ها دویدند. دل در دل خلبان ها نبود. اشهدشان را خواندند. اما به یک باره افسران عراقی از آن‌ها خواستند جلوی نیروهای ایرانی را بگیرند و کاری کنند که عراقی‌ها بتوانند تسلیم ایرانی‌ها بشوند

به گزارش تیتر یک آنلاین، اسفند ماه ۱۳۶۳ بود. قرار بود ۲۱ هلی‌کوپتر هوانیروز ارتش در عملیات بدر شرکت کنند و نیروها را از بین آتش سنگینی که عراقی‌ها روی هور می‌ریزند عبور دهند و به منطقه هلی‌برد می کنند. آنها ماه‌ها بود آموزش‌های سخت دیده بودند. سرگرد خلبان بختیاری، فرمانده تیم هوانیروز برای بررسی منطقه اعزام شد. منطقه‌ای که قرار بود نیروها آنجا هلی برد شوند، خلوت بود. بختیاری به پایگاه برگشت و به صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی و جلالی، فرمانده هوانیروز گزارش داد. نظر او این بود که همه هلی کوپترها در عملیات شرکت نکنند و ابتدا لیدرها نیروها را منتقل کنند و اگر مشکلی نبود، هلی‌کوپترهای دیگر در عملیات شرکت کنند. همین تصمیم عملی شد. ۷ هلی‌کوپتر لیدر راهی منطقه شدند و نیروها را هلی‌برد کردند. اما در راه برگشت، گرفتار کمین عراقی‌ها شدند. آنها از قبل در منطقه مخفی شده‌ بودند تا هلی‌کوپترها را هدف قرار دهند. عراقی‌ها سه هلی‌کوپتر را در هور ساقط کردند. ۴ نفر از کادر پروازی ۳ هلی‌کوپتر شهید شدند. سرگرد بختیاری هم یکی از آن‌ها بود. ۵ نفر از کادر پروازی اسیر عراقی ها شدند. جهانشاه دلیری‌فر، کمک خلبان هلی‌کوپتر بختیاری و حمید صفایی، خلبان یکی از هلی‌کوپترها از جمله اسرا بودند. عراقی ها ۵ اسیر ایرانی را دو روز و دو شب در اتاقکی در خط مقدم نگه داشتند. دو روز و دو شبی که با ترس و البته امید برای خلبان ها همراه بود. خلبان‌ها انتظار داشتند که هرچه زودتر به عقب و اردوگاه اسرا منتقل شوند. در این دو روز یک ژنرال عراقی از آن‌ها بازدید کرد و وعده اقامت در کشورهای اروپایی را به‌شان داد. حمید صفایی با دو نگهبان عراقی به نام عبدالله و شاکر که به ایران علاقه داشتند مخفیانه هم‌صحبت شد و با آن‌ها طرح رفاقت ریخت. صفایی منتظر بود زمانی فرا برسد تا بتواند به همراه بقیه خلبان‌ها فرار کند.

ماجرای اسارت 400 عراقی توسط 5 اسیر ایرانی

 

صبح روز سوم، عراقی‌ها خلبان‌ها را با خشونت از اتاقک بیرون آوردند و با پای برهنه دواندند. آن‌ها کنار هور با پای برهنه دویدند و به یک پد هلی کوپتر رسیدند. کنار پد نشستند. یک ژنرال عراقی در میانه پد ایستاده بود. افسران عراقی دورش را گرفته‌ بودند و با او گفتگو می کردند. معلوم بود که از او درخواستی دارند. اما ژنرال عراقی مدام سرش را بالا می‌انداخت که یعنی حرف افسران را قبول ندارد. خلبان‌ها که از گفتگوی عراقی‌ها خبر نداشتند، فکر می‌کردند که افسران قصد اعدام خلبان ها را دارند و ژنرال عراقی مخالف اعدام آن‌هاست، به همین دلیل با نظر افسران خود مخالفت می کند. اما افسران عراقی به ژنرال زیاد اصرار کردند و بالاخره ژنرال قبول کردند. افسران عراقی به سمت خلبان‌ها دویدند. دل در دل خلبان ها نبود. اشهدشان را خواندند. اما به یک باره افسران عراقی از آن‌ها خواستند جلوی نیروهای ایرانی را بگیرند و کاری کنند که عراقی‌ها بتوانند تسلیم ایرانی‌ها بشوند. ایرانی‌ها در حال پیشروی و فشار به عراقی‌ها بودند. خلبان‌ها از خوشحالی بال در آورده بودند. بلند شدند. ابتدا ۴۰۰ نفر عراقی را خلع سلاح کردند، آن‌ها را در وسط پد جمع کردند و از آن‌ها خواستند که به نفع جمهوری اسلامی ایران و علیه صدام شعار بدهند. بعد با پرچم سفید به ایرانی‌ها علامت دادند و آن‌ها را متوجه تسلیم شدن عراقی‌ها کردند. ایرانی‌ها پس از مدتی سر رسیدند. خلبان‌ها ۴۰۰ عراقی را تسلیم آن‌ها کردند و خودشان هم آزاد شدند.

متن بالا خلاصه‌ای از کتاب «اسارت در هور (روایت دو خلبان از عملیات بدر)» جلد هشتم از مجموعه روایت نزدیک است که  مؤلف آن مرتضی قاضی  است و توسط انتشارات روایت فتح منتشرشده است.

۲۰ اسفند ۹۷ دسته بندی :

 
ارسال دیدگاه ها بدون دیدگاه
تبلیغات

تبلیغات

جمعه ۲ فروردین ۱۳۹۸ - Friday 22nd March 2019